تبلیغات
خودت باش - شهید على جاویدپور:

شهید على جاویدپور:

یکشنبه 29 آبان 1390 06:22 ب.ظنویسنده : دل سوختۀ در راه

 

ساعت پنج صبح بیدار شدیم. در آن روز، یك اعزام سراسرى بود كه حدود دو هزار نفر از رزمندگان اسلام روانه‏ى جبهه شدند. آنها را از مقابل مجلس شوراى اسلامى تا راه آهن بدرقه كردیم. در سرماى شدید و در زیر برف و باران، از رزمندگان خداحافظى كردیم. على در آن روز، حال و هواى دیگرى داشت. وقتى وارد منطقه‏ى عملیاتى شده بودند، با آب فرات وضو گرفته و نماز خوانده بودند. در همان ابتداى ورود به منطقه، تیرى به دستش خورده و مجروح شده بود. فرمانده‏شان گفته بود كه به پشت جبهه برگردد اما او گفته بود: «من نیامده‏ام كه برگردم».

 

فرمانده‏شان گفته بود: «اگر حكم كنم چه مى‏كنى؟». او گفته بود: «اگر شما حكم كنید برمى‏گردم؛ اما از شما خواهش مى‏كنم چنین حكمى ندهید». سپس همان جا دستش را پانسمان كرده بودند.

هنگامى كه جسم مطهرش را در مزار مى‏گذاشتیم، پانسمان دستش هنوز باقى و خونین بود كه پس از آن هم یك تیر قناسه به زیر ابروى او اصابت كرده و او را به شهادت رسانده بود.


آخرین ویرایش: - -

 
جمعه 13 مرداد 1396 09:18 ق.ظ
I do not even know how I ended up here, but I thought this post
was great. I do not know who you are but certainly you're going to a famous blogger
if you are not already ;) Cheers!
جمعه 1 اردیبهشت 1396 02:22 ق.ظ
I’m not that much of a internet reader to be honest but your blogs really nice,
keep it up! I'll go ahead and bookmark your site to
come back later on. All the best
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر