تبلیغات
خودت باش - والعصر

والعصر

پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 10:09 ب.ظنویسنده : دل سوختۀ در راه

 
گاهی فکر می‌کنم یک روز زندگی مرا بخاطر همه روزهایی که با تو نبوده‌ام مواخذه خواهد کرد. بخاطر همه روزهایی که از تو نگفته‌ام. همه لحظه‌هایی می‌شد نامت را زمزمه کنم و نکرده‌ام.

گاهی فکر می‌کنم باید بخاطر تمام زمانهایی که یادم رفته تو "صاحب الزمانی" جواب پس بدهم.

بهار حال عجیبی دارد. دل آدم مدام منتظر است. یک جور شور شیرین در دل آدم موج برمی‌دارد و انگار یکی مدام بیخ گوش آدم می‌گوید: "آمد، آن که منتظرش بودی آمد... صدای پایش را نمی‌شنوی؟"

راست می‌گوید انگار. زمین آنقدر غرق گل شده که آدم فکر می‌کند تو از همه مسیرها عبور کرده‌ای. گل‌ها آنقدر خوشبو شده‌اند که انگار همه آن‌ها تک تک بوییده‌ای.

بهار وقتی دست سرما را می‌گیرد و آرام "ها" می‌کند، وقتی نفسش جوانه‌ها را از زیر خاک بیرون می‌کشد، وقتی بارانش آرام و نم نم می‌بارد و طراوت می‌بخشد آدم یاد تو می‌افتد. بهار آدم را یاد شما می‌اندازد حضرت آمدنی! بهار فصل شماست چون روزهای نو به همراه دارد. چون فصل خرمی و جوانی است. فصل بهترین احوال.


آخرین ویرایش: - -

 
جمعه 13 مرداد 1396 10:33 ق.ظ
I have learn some good stuff here. Certainly worth bookmarking for revisiting.
I surprise how much effort you put to create such a wonderful informative website.
پنجشنبه 12 مرداد 1396 06:21 ق.ظ
It's going to be finish of mine day, except before end I am reading this fantastic post to increase my experience.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر